كازابلانكا  

خیلی این اهنگ رضا رویگری رو دوس دارم....
عین زندگی منه....
♫♫ تو دیگه داری میری، این اختتام رویاساین آخرین سکانسه، فیلم کازابلانکاسمن مرد نقش اول، مغرور و بی تبسمتو اون زنی که میره ، با مرد نقش دومبارون بباره یا نه، صحنه دراماتیکهتصویرت از تو چشمام، میریزه چيکه چيکهبارون بباره یا نه، صحنه دراماتیکهتصویرت از تو چشمام، میریزه چيکه چيکهاسکارو من میگیرم، اما چه فرقی دارهنقش سیاهی لشکر، با یک ابر ستارهوقتی تو رو ندارم، وقتی تو دور دوریوقتی باید

ادامه مطلب  

دل تنگی...  

 ساعت از نیمه های شب پاییزی گذشته ،انگار در این شب بارانی ،چشم های من با خواب غریبه شدن،
زدم بیرون از اتاق و به دانه های باران مینگرم که چيکه چيکه ،سکوت شب را می شکنند،
در این لحظه آنقدر دلم تنگ شده که شدیدا احساس می کنم نیازمند کسی هستم که سرم روی پاهایش بگذارم و درد دل کنم،
کسی مثل مادر،
آخه می دونی دلم واسه خودم تنگ شده،
دیگه اون آدم سابق نیستم،نمی دونم تا کی،ولی می ترسم این حال دلم تا آخر عمرم همراهم بشه،
شاید پیش خودت بگی امکان نداره،اما ت

ادامه مطلب  

هضم...  

هضم نمیشهه...
هر چی به در و دیوار میکوبمت...هضم نمیشه...
کاش میدونستم چمه...
خدایا...کجایی؟
بعد سه سال دارم ازت میخوام....
خواهش میکنم...
لطفا....لطفا....
یه کاری برام بکن...
ینی چی که یهو یکی زنگ زده میگه تمام مدت سر کار بودی؟
ینی چی که یدفعه یکی میاد همه ی خاطراتتو زیر سوال میبره؟
ینی چيکه انقد خوب نقش بازی کرده که نفهمدیم؟
اصلا از کجا معلوم راست باشه...
خواست اثباتش کنه...
نذاشتم...
بدترین نقطه ی ممکن این اتفاق افتاد...
خدایاااااااااااااااااااااا....
ینی چی

ادامه مطلب  

95/9/11_ تولّدانه ...  

امروز بعد پنج روز آف و تعطیلی رفتم سر کار...
تا لحظه آخر یه بند مشغول بودم ..حتی نشد یه چيکه آب بخورم ..
بعد هم سریع رفتم خونه و حاضر شدم برای جشن تولد دوستم
اصلا دلیل برگشتنم جشن امروز بود ...
یه ساعتیه رسیدم خونه ..
جشن عالی .... بزن و برقص توووپ و خوشمزه جات :))
دو سه تا مهمون کرد هم بودن ...
عاشق رقص کردی ام ... خیلی مسلط نیستم ولی همراهیشون کردم ...باحال بود...
روو پام بند نیستم ...پام تاول زده D: 
مهدیس یکی از دوستهام به حدی انرژی داره واقعا" روی هممون رو کم

ادامه مطلب  

باز کردن پنجره دل  

چیزی نمیگم،چیزی نمینویسم
نه نامه ای،نه شرح‌حالی و نه هیچ نوشته ای که ذره ای احساسمو بیان کنم
با این حال گاهی اگه سقف حرفام چيکه کنه و قطره ای از بارون احساسم‌ لابه لای حرفام و یا حتی نگاهم فرو بریزه، ذره ای تلاش برای تکذیب یا پنهان کردنش ندارم
از فکر کردن به این موضوع فرار میکنم و به خودم اجازه میدم مسائل رو در لحظه بپذیره
دوسش دارم و این کار دله، مثل کار چشم که دیدنه و کارگوش که شنیدن،خواه ناخواه کار دل دوست داشتنه، و ازین بابت خوشحالم 
آزا

ادامه مطلب  

یه کف دست آب  

علیرضا میگه آقا دمش گرم ، یکی از فانتزی های بچّگیم این بود که یه روز بتونم عین بابام کنار حوض وایسم و با یه دست آب بپاشم به صورتم ، آخه بابام دستشو که می کرد توی حوض و در میاورد قد یه طشت آب رو میاورد بیرون و می پاشید به صورتش و بعدشم هی پف پف می کرد و داد میزد خانم اون حوله منو بده ، آقا ما رو میگی همچین تو کف بودیم که آخه این بابام چجوری می تونه با یه کف دست اونهمه آب از توی حوض بیاره بیرون ؟
صد دفه خودم امتحان کرده بودم که با یه دست بتونم صورتمو ب

ادامه مطلب  

می تابه ایران زمان  

همه باهم بخونیم
توی لنگه دنیا
بخونیم میدونیم
بمونیم تو دنیا
 
اینجا پر از ستاره
ایران، پر ز نوره
خورشید زمونه
می تابه به دنیا
 
همه دنیا ابری
فکراشون تباهی
نمییاد یه چيکه
هوا اینجا صافه
 
تو بلند شو اینجا
دنیا کوه قافه
بهاران بدونید
دنیا شوره زاره
 
اما این جای زمون
می تابه خورشید زمون
می سوزه دنیا اگه
اینجا هست بهارون
 
روی دیوارا نوشتی
همه دنیا هست زندون
اما ایران ماها هست
خورشید و سحر برامون
 
تو دنیا اگه تباهی
ایران ماست باقی
باقی برای دن

ادامه مطلب  

 

تا دو سه ساعت پیش همه چی خوب بود البته منهای صبح،که رفتم امتحان رانندگی،بعده پنج سال دوباره رفتن سراغ کاری که دوس نداری و هی کش اومدن همه چی،قبول نشده و آویزون برگشتم و به زور استراحت کردم منتها خوب نتیجه داد و سرحال تر شدم،یه دستی به سرو روی اتاقم کشیدم معمولا فصل که عوض شه یه تغییر ظاهری میدم هم تنوعه هم برای راحتی،میزو از جلو شوفاژ برادشتم که اون یه چيکه گرما بتونه تو اتاق پخش شه و همین کار کلی حاشیه ی تمیز کاری پیش آورد که خلاصه به مطلوب ر

ادامه مطلب  

دلم براتون تنگ شده  

آلیس گفت:"باورم نمی‌شود!" ملکه با تأسف گفت:"باورت نمی‌شود؟ دوباره سعی کن. نفس عمیقی بکش و چشم‌هایت را ببند."آلیس خندید:"فایده‌ای ندارد، به زحمتش نمی‌ارزد. آدم نمی‌تواند چیزهای غیر ممکن را باور کند."ملکه گفت:"به جرأت می‌گویم دلیلش این است که زیاد تمرین نداری. وقتی من سن و سال تو بودم، روزی نیم ساعت این کار را می‌کردم. گاهی حتی پیش از صبحانه، حدود شش چیز غیرممکن را تصور می‌کردم." وقتی آدم جرأت خیال‌پردازی را داشته باشد، معجزه‌های زیادی رخ م

ادامه مطلب  

اهنگ وبلاگ  

دارم میرم خدافظی نکردیا این سری این دلو میزنم به دریاچشمای من خون دریای تو اونه آهنگه منو واست چه با عشق می خونهتلخه ولی واجبه گفتنه حقایق رسم مرده گل گلایله نه گله شقایقبچه بودی یادمه آب بازی دوست داشتی اومدم آب بازی کنم با خودمو قایق
قبل رفتن به خدا سپردمت اون خودش میدونه چقدر نذر کردم سرتچيکه چيکه خونو تویه دلم ریختم تو چی کار کردی با من که اینجوری بهم ریختمبالای دست من زیاده دست ولی حتی نمیبینم توو دستت جا شهمن بانیه اشکاتم اشکامو ببین م

ادامه مطلب  

دانلود آهنگ جدید مهراب بنام قایق  

دانلود آهنگ جدید مهراب بنام قایق با بالاترین کیفیت

Download New Music Mehrab & Seraj – Ghayegh
تنظیم : علیرضا زنگی ، مدیر برنامه : فرزاد شجاعی

 
دارم میرم خداحافطی نکردیا
این سری دل میزنم به دریا
چشمای من خون دریای تو اونه
آهنگ من و واسط چه با عشق می خونه
تلخه ولی واجب گفتن حقایق
رسم مرده گل گلایل نه گل شقایق
بچه بودی یادمه آب بازی دوست داشتی
اومدم آب بازی کنم با خودم و قایق
قبل رفتن به خدا سپردمت
اون خودش می دونه چقدر نذر کردم سرت


ادامه مطلب  

سرده ها.....خیلی ..  

تموم شیر های آب یخ بست.اصلا آب نداشتیم تا حدود 2 .مامان رفت از خونه خاله هدیه آب آورد.شیر آبشون شکسته بود و چيکه میکرد و همون باعث شد آب داشته باشن و این شیر کوچولو تقریبا شد چشمه ی واسه ما .جالب بود ..امروزم کلی رفتم کوچا گردی کردم چون دیشبم برف اومد.البته کمتر از پریشب.همه جا حسابی سرد شده و ما مجبور شدیم پرتقال ها و نارنگی هامونو بچینیم.خونوادگی رفتیم تو باغمون تا زودتر پرتقال هارو بچینیم.با کلی لباس و کلاه و دستکش و مماخ های توت فرنگی شده و لپ

ادامه مطلب  

محل گذر  

خانم با کلّی ژست از ماشینش پیاده شد و رفت توی گلفروشی .
آقا یه دوتا گلدون بده که زیاد هم گرون نباشه .
مثلا" با هم چقدر در بیان خانوم ؟
چه می دونم مثلا" روی هم بشن صد تومن .
باشه بفرمائید اینها رو ببرین ، این بنفشه آفریقائیه و اینم حسن یوسفه .
اونوقت اینا تک تکیشون چن در میان ؟
حسن یوسف میشه چهل تومن و این بنفشه آفریقایی هم میشه شصت تومن ، البته اگه گلدونشونو بخواین عوض کنین پول گلدون جدیدش سواس ، ما این گلدونا رو داریم بفرمائین از توشون انتخاب کنین

ادامه مطلب  

به سلامتی....  

سلامتی مداد پاک کن که به خاطر اشتباه دیگران خودشو کوچیک میکنه . . .
.
.
.
به سلامتی اون دلی که هزار بار شکست ولی هنوزم شکستن بلد نیست . . .
.
.
.
به سلامتی اونایی که تو اوج سختی ها و مشکلات
به جای اینکه تَرکمون کنن درکمون می کنن . . .
.
.
.
سلامتی اونایی که
درد دل همه رو گوش میدن
اما معلوم نیس خودشون کجا درد دل میکنن . . .
.
.
.
به سلامتی اون رفتگری که تو این هوا داره به عشق زن بچش
کوچه و خیابون رو جارو میزنه که یه لقمه نون حلال در بیاره . . .
.
.
.
سلامتی اونایی که تو ا

ادامه مطلب  

سلاااااااام  

سلام من بعد سه روز از شلمچه برگشتم جااااااااتون خاااااااااااالی خیلی خوش گذشت ************** اینم یه آپ جدید تقدیم به دوستان:   درد و دل یه سوسک با خدا:یک سوسک غمگین به خدا گفت : کسی دوستم ندارد . می دانی که چه قدر سخت است ،این که کسی دوستت نداشته باشد ؟تو برای دوست داشتن بود که جهان را ساختی . حتی تو هم بدون دوست داشتن … خدا هیچ نگفت . گفت : به پاهایم نگاه کن ! ببین چقدر چندش آور است .چشم ها را آزار می دهم . دنیا را کثیف می کنم . آدم هایت از من می ترسند . م

ادامه مطلب  

چرا باران نمی بارد؟!  

یادش به خیر زیر باران بچه که بودیم عجیب بارون میومد.بارون های هفته ای..طولانی..اونقد بارون میومد که وقتی قطع می شد میومدیم بیرون هواخوری و قدیمیا میگفتن بارون داره نفس تازه میکنه تا بازم بباره و همینجورم میشد و باز می بارید..اما حالا چی؟؟!!
قدیما کارشناس هواشناسی نبود اما خداشناس تا دلت بخواد..ایزوگام چند لایه نبود اما پشت بوم کاهگلی که همیشه چيکه می کرد فراوون.چکمه های تمام چرم و گرم نبود اما به جاش چکمه های لاستیکی و بعضا سوراخ گیرت میومد ..ق

ادامه مطلب  

کودکی های جامانده در کوهستان  

 
کودک که بودم یکی از بزرگترین سرگرمی هایم خواندن سنگ قبرها و اشعار و تاریخ ولادت و وفات مردم محله بود که هفته یی یکی دوبار به گورستان می کشاند مرا که مبادا آمار مرگ و میر جدید شهر از دستم برود . این هم برای خودش یک شغلی محسوب می شد بی مواجب ، بی اجر ، بی منت ، بی هیچ چشمداشتی . حالا که نیمی از دهه چهارم عمررا هم سپری کرده ام بازهم بوقت مراجعت به زادگاه این دلمشغولی سراغم می آید و این بار به جای گورستان ، دستم را می گیرد و به تیرچراغ برقها و در و دی

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1