باران که میبارد ...
باران که میبارد
دل من فرو می ریزد
باران که میبارد
دل من بغض میگیرد
باران که میبارد...
هوای دو نفره نیست برایم
باران که میبارد
مرا عذاب میگیرد
مبادا تو باشی در این حوالی
باران که میبارد
چقدر غریبه میشوم برای خودم
باران که میبارد
غریبه ها چقدر آشنا میشوند
باران که میبارد
چقدر نشانه از تو میبارد
باران که میبارد
غریبه های پیاده رو نشانه های تو را ازم میدزند
یکی کفشهایت...
یکی چادرت...
یکی عطر خیالت...
یکی...
باران‌که میبارد 
دلم بغض

ادامه مطلب  

بیا باران که دلتنگم..!  

ببار باران که دلتنگم....مثال مرده بی رنگم
ببار باران کمی آرام....که پاییز هم صدایم شد که دلتنگی و تنهایی رفیق با وفایم شد
ببار باران بزن بر شیشه قلبم....بکوب این شیشه را بشکن که درد کمتری دارد اگر با دست تو باشد
ببار باران که تا اوج نخفتن ها مدام باریدم از یادش
ببار باران درخت و برگ خوابیدن اقاقی....یاس وحشی....کوچه ها روزهاست خشکیدن
ببار بارانجماعت عشق را کشتن کلاغا بوته ی سبز وفا را بی صدا خوردن ولی باران ، تو با من بی وفایی توهم تا خانه ی همسایه می

ادامه مطلب  

بیا باران که دلتنگم..!  

ببار باران که دلتنگم....مثال مرده بی رنگم
ببار باران کمی آرام....که پاییز هم صدایم شد که دلتنگی و تنهایی رفیق با وفایم شد
ببار باران بزن بر شیشه قلبم....بکوب این شیشه را بشکن که درد کمتری دارد اگر با دست تو باشد
ببار باران که تا اوج نخفتن ها مدام باریدم از یادش
ببار باران درخت و برگ خوابیدن اقاقی....یاس وحشی....کوچه ها روزهاست خشکیدن
ببار بارانجماعت عشق را کشتن کلاغا بوته ی سبز وفا را بی صدا خوردن ولی باران ، تو با من بی وفایی توهم تا خانه ی همسایه می

ادامه مطلب  

"باران باش"  

تا به حالا رسم عشق باخدایی كرده ای؟زیر باران با ستاره ریز ریز نجوا كنان در وجود یك ترانه هم صدایی كرده ای؟دست هایت رو به بالا نم نم باران عشق تو چرا باران را آسمانی كرده ای؟یك دفعه توی این كوچك ی بن بست باران باش یك وقت دیدی كودكی پای برهنه را با دو سه لقمه هوایی كرده ای یا كه یك جرعه دو سه حتی چهار یا دل سیر آب در فنجان بنده خدایی كرده ایتو بیا محض رضای خدا باران باش باران كه نباشی یك وقت دیدی تیر سه شعبه رو به جایی كرده ای

ادامه مطلب  

باران  

 
چترها را باید بست زیر باران باید رفت فکر را خاطره را زیر باران باید بردبا همه مردم شهر زیر باران باید رفت دوست را زیر باران باید برد عشق را زیر باران باید جست زیر باران باید بازی کرد زیر باران باید چیز نوشت حرف زد نیلوفر کاشت زندگی تر شدن پی در پی زندگی آب تنی کردن در حوضچه "اکنون" است رخت ها را بکنیم آب در یک قدمی است ... سهراب سپهری
 

ادامه مطلب  

آواز در باران  

باران یعنی تو بر می‌گردیدوباره باران گرفتباران معشوقه‌ی من استبه پیشبازش در مهتابی می‌ایستممی‌گذارم صورتم را ولباسهایم را بشویداسفنج وارباران یعنی برگشتن هوای مه آلود شیروانی های شاد!باران یعنی قرارهای خیسباران یعنی تو برمی‌گردیشعر بر می‌گرددپاییز به معنی رسیدن دست های تابستانی توستپاییز یعنی مو و لبان تودست‌کش ها و بارانی توو عطر هندی‌ات که صد پاره‌ام می‌کندباران‌، ترانه‌ای بکر و وحشی سترپ رپه‌ی طبل‌های آفریقایی ستزلزله وا

ادامه مطلب  

بزن باران  

متن آهنگ بزن باران حبیب
بزن باران بهاران فصل خون استبزن باران که صحرا لاله گون استبزن باران که به چشمان یارانجهان تاریک و دریا واژگون استبزن باران که به چشمان یارانجهان تاریک و دریا واژگون استبزن باران بهاران فصل خون استبزن باران که صحرا لاله گون استبزن باران که دین را دام کردندشکار خلق و صید خام کردندبزن باران خدا بازیچه ای شدکه با آن کسب ننگ و نام کردندبزن باران به نام هرچه خوبیستبه زیر آ وار گاه پایکوبیستمزار تشنه جوباران پراز سنگبزن ب

ادامه مطلب  

 

وقتی که میمیرم،هوا سرد است و بارانبر رویِ پلــــکِ مادرم درد است و بارانخورشیــد بی رحمانه می تازد بر اندامماندامِ من خشکیـــده و زرد است و بارانیـخ میزند خورشیـــــد از شرمِ  نگـاهموقتی که آغوشِ پدر،رعــد است و باران _می بارد و می بارد و یکـــریز می باردمردی‌که می گِریَد!،پرازدرد است وبارانبا کهکشان ها شد عجین،روحِ سبکـبارممن می‌روم از قصه‌ی مرد است و باران.
 

ادامه مطلب  

سهراب سپهری ....  

 چترها راباید بست زیر باران باید رفت فکر را خاطره را زیر باران باید بردبا همه مردم شهر زیر باران باید رفت دوست را زیر باران باید برد عشق را زیر باران باید جست  زیر باران باید با زن خوابید زیر باران باید بازی کرد زیر باران باید چیز نوشت حرف زد نیلوفر کاشت زندگی تر شدن پی در پی زندگی آب تنی کردن در حوضچه "اکنون" است رخت ها را بکنیم آب در یک قدمی است ... 
سهراب سپهری
 

ادامه مطلب  

اشعارم  

چشم ها را باید شست،جور دیگر باید دیدچتر ها را باید بست، زیر باران باید رفتفکر را، خاطره را، زیر باران باید بردبا همه مردم شهر زیر باران باید رفتدوست را زیر باران باید دید،عشق را زیر باران باید جستسهراب سپهری_______ چشم هایم‌ را شستم جور‌ دیگر هم‌ دیدم این شد که‌ چترم را بستم ،زیر باران رفتم با خود اما همه ی مردم این شهر را بردمو در آن همهمه ی بی خبری همه بودند جز تو، بارها جُستم اما ندیدم عشقی.. خاطراتت خیس شد فکرت نیست شد ،باران بند آمد همه مرد

ادامه مطلب  

باران جان ، اندکی آرام بگیر!  

باران می بارد...با شدت زیاد...انگار میخواهد بگوید هستم ، نمیروم ، همین هست که هست!                     شهر شما شهر باران است ، بیخود رویای برف را به دل راه ندهید.
من اما باور نمی کنم ، مثل هرسال که هوا سوز برف دارد و باران می بارد ، هر نیم ساعت می روم پشت پنجره و از آنجا زل می زنم به نور تیر چراغ برق. زیر آن نور نارنجی راحت میشود فهمید این چیزی که می بارد برف است یا باران.
هرچند فعلا که با این صدای شر شر اومیدی به ان آرامش برفی نیست.

ادامه مطلب  

 

باز هم باران بود
و دلم تنگ و غریب
من در اندیشه ی تو
آسمان غرق در اندوه خودش
و خدا با ما بود
باز هم باران بود
آسمان محو تماشای نگاهم و من اندر غم خویش
آسمان،شعر،هوای خنک پاییزی
من،خیال تو،درختان همگی
پای هر شر شر باران همه جان گوش شدیم
و خدا با ما بود...
باز هم باران بود...

ادامه مطلب  

باران که میبارد تو در راهی....  

باران
آغوش بگشا تا تو را برباید
زبان بگشا در این آشوب بازار شرشر باران
نم نم اشک هایت را محو میکند بی شک
در این باران امنیت را دریاب
عاشق شو و عاشق بمان
دوست بدار 
تا ابد
:)
 
#بارون_حال_خوب_کن
#اینجا_شیراز_جاری_در_باران
#کلا_بارون_خوبه :))
#مرسی_خداجون :*
 

ادامه مطلب  

باران که میبارد تو در راهی....  

باران
آغوش بگشا تا تو را برباید
زبان بگشا در این آشوب بازار شرشر باران
نم نم اشک هایت را محو میکند بی شک
در این باران امنیت را دریاب
عاشق شو و عاشق بمان
دوست بدار 
تا ابد
:)
 
#بارون_حال_خوب_کن
#اینجا_شیراز_جاری_در_باران
#کلا_بارون_خوبه :))
#مرسی_خداجون :*
 

ادامه مطلب  

بگذار باران ببارد  

بسم الله الرحمن الرحیمدلم تنگ شده برای شرم شیشه های پنجره هابرای وقتی که از روی حیا عرق میکنندبرای وقت هایی که باران انگشت به صورتشان میزنددلم برای باران تنگ شدهاصلا دارم فراموش میکنم باران چه شکلی استخدایا ، عقوبت آقا و آقازاده ها را بگذار برای آن دنیابگذار باران ببارد ..نکته دان.

ادامه مطلب  

Rain reminds me that you are everywhere  

یک روز بالاخره من و تو باهم زیر باران قدم خواهیم زد ... و فراموش میکنیم هرآنچه که بین مان گذشته است را
من و تو آن روز فقط یکدیگر را داریم...
این بار باز هم باران نجات مان میدهد...
آراممان میکند
می بارد روی زخم هایمان 
میشویدش
دلم میخواهد تا ابد باران ببارد.. آخر تو را میشناسم... عاشق بارانی... مهربان میشوی زیر باران!
و شاید لحظه ای مرا هم به سان باران دوست بداری
و همان برای من کافی ست... که از ته دل حس کنم که خوشبختم...
یعنی میشود؟
که برسد آن روز؟
بی صبران

ادامه مطلب  

باز باران بی ترانه  

باز باران بی ترانهباز باران با تمام بی کسی‌های شبانهمی‌خورد بر مرد تنهامی‌چکد بر فرش خانهباز می‌آید صدای چک چک غمباز ماتممن به پشت شیشه تنهایی افتادهنمی‌دانم، نمی‌فهممکجای قطره‌های بی کسی زیباست؟نمی‌فهمم، چرا مردم نمی‌فهمندکه آن کودک که زیر ضربه شلاق باران سخت می‌لرزدکجای ذلتش زیباست؟نمی‌فهممکجای اشک یک باباکه سقفی از گل و آهن به زور چکمه بارانبه روی همسر و پروانه‌های مرده‌اش آرام باریدهکجایش بوی عشق و عاشقی دارد؟نمی‌دانمنم

ادامه مطلب  

باران پاییز  

باران میبارد ، میبارد بر گل ها ، بر دست ها و صورت منو تو .
باران برای توست ای پاییز عزیزم . میدانم که سالیان درازی با او دوست هستی. تو و باران مکمل یکدیگرید .
اگر تو نباشی باران نمیبارد و اگر باران نبارد پاییز دیگر معنایی ندارد .
از کودکی، هم تو را دوست داشتم، هم بارانت را ای پاییز عزیز .برگ های خشک وزردت زیر باران خیس میشوند و من نظاره گر نیمکت تنهایی هستم که لبخند زنان زیر بارانت درختان خشک و بی برگ را مینگرد
آری پاییز .هم زیبایی هم دل انگیز .در

ادامه مطلب  

سفر  

دارم میرم سفر:)
امیدوارم خوش بگذره!:)
باید برای باران و صحرا سوغاتی هم بیارم:) باران و صحرا خیلی خاصن برام:) دوست دارم یه سوغاتی خاص هم براشون بیارم!:)
اخرای ماه هم تولد باران هست، باید برای باران کادو هم بگیرم!امیدوارم بتونم چیز خوب و مناسب پیدا کنم براش! آخه باران واقعا خاصه:)
پ.ن1: اخرای ماه تولد باران هست،با صحرا و بقیه دوستان تصمیم داریم که به طرز خاصی سورپرایزش کنیم:)))
پ.ن2: البته اینقدر امتحان داریم تا آخر آذر که همینا به اندازه کافی تا حالا ن

ادامه مطلب  

آخ باران...  

باز باران با ترانهمیخورد بر بام خانهیادم آمد کربلا رادشت پر شور و بـلا راگردش یک ظهر غمگینگرم و خونینلرزش طفلان نالانزیر تیغ و نیزه ها رابا صدای گریه های کودکانهو ندرین صحرای سوزانمیدود طفلی سه سالهپر زناله ، دلشکسته ، پای خستهباز باران قطره قطرهمی چکد از چوب محملآخ باران کی بباری بر تن عطشان بارانتر کنند از آن گلو راآخ باران ... آخ باران 
منبع: حاج حمید

ادامه مطلب  

دردودل با باران  

امشب حدیث دلِ تنگم و قلب به خون نشسته ام را به قطرات باران می گویم. قطراتی كه می خورند بر پنجره و ندا می دهند: با ما دردودل كن!
حضرت باران این بار قاصدك باش و برسان پیامم را. 
بر سر كویش برو و بگو قصه ی روزها و شب های پر از اشك را، قصه ی دلِ تنگم را، قصه ی چشمان منتظرم را، قصه ی صدای همیشه گرفته از بغضم را.
صدایم را برسان تا كه بگویم: رسم رفاقت، رسم عشقبازی، رسم وفا این نبود.
باران نمیدانم چگونه اما حامل حجم عظیم دلگیری ام باش و تكه تكه های شكسته ی قل

ادامه مطلب  

باز باران  

、ヽ、ヽحتما بخونید.خیلی قشنگه. ヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ、ヽ``、、`、、ヽ、ヽ ヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ、ヽ``、、`、、ヽ、ヽ ヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ、ヽヽ、ヽ、ヽ、ヽ ヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ、ヽ ヽ、ヽ``、ヽ、ヽ、ヽ.`、ヽ、ヽ``、、`、、ヽ`、ヽ 、ヽ`、ヽ ╱◥████◣ │田│▓ ∩ │◥███◣ ╱◥◣ ◥████◣田∩田│ │╱◥█◣║∩∩∩ ║◥███◣ ││∩│ ▓ ║∩田│║▓田▓∩║ `、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ、ヽ``、、``、ヽヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ باز باران با ترانه میخورد بر

ادامه مطلب  

باران بارید  

دیشب کمی باران بارید.به یاد خاطره های نداشته ام در زیر باران افتادم.خاطراتی که وجود ندارد.دلی که تنها ی تنها زیر باران طریق محبت را طی کرده و به سرمنزل مقصود نرسیده وتنها برای خود گریسته است،خاطره ای از این جملات نخواهد داشت.
باید عشق را یزر باران حوادث معنی کرد.باید عاشق را زبر رگبار تگرگهای مشکلات سنجید ومن بعد از گذشتنزدیک به 7سال است که فهمیدم کس یکه ادعای غمخواری مرا داشت،زیر باران کم آورد.اولین رگه های ریز باران ناملایمات ،خیسش کرد،وا

ادامه مطلب  

ای باران  

تا ماه شب افروزم پشت این پرده ها نهان استباران دیده ام، همدم شبم یارِ آنچنان استجان می لرزد که ای وای اگر دلم دیگر برنگرددماهم به زیر خاک و دلم در این ظلمت زمان استای باران ای باران از غصه ام آگاهیبزن نم به خاکش ز اشکم نپرسد چرا تنهاییبگو به خاک هم نشین ماهیمی باری بر مزارش خوش به حالت که بارانیاز قطره ات چون شکفد به خاکش سبزه همیبوی ماهم کشان ابرِ خاکش، ابرِ باران

ادامه مطلب  

امام حسین (ع)  

باز باران با ترانه
 
میخورد بر بام خانه
 
یادم آمد کربلا را
 
دشت پر شور و بـلا را
 
گردش یک ظهر غمگین
 
گرم و خونین
 
لرزش طفلان نالان
 
زیر تیغ و نیزه ها را
 
با صدای گریه های کودکانه
 
و ندرین صحرای سوزان
 
میدود طفلی سه ساله
 
پر زناله ، دلشکسته ، پای خسته
 
باز باران قطره قطره
 
می چکد از چوب محمل
 
آخ باران 
 
کی بباری 
 
بر تن عطشان باران
 
تر کنند از آن گلو را
 
آخ باران ... آخ باران 
 
منبع: حاج حمید
 
 
 
سپاس

ادامه مطلب  

از خویش می گریزم در این دیار، باران  

 دلتنگ روزگارم بر من ببار،  باران 
بغض گلوی ما را باری تو ترجمان باش 
ای بی شکیب باران ای بی قرار،  باران 
از همرهان در ین باغ با من چه مهربان بود 
بیدی که گریه می کرد در جویبار، باران... 
تا روزهای پیچان تا آبشار، باران 
دلتنگ این دیارم ای غمگسار پرتو 
در من ترانه سر کن با این بهار، باران... 
" پرتو کرمانشاهی"
 

ادامه مطلب  

انشا در مورد عینک کلاس هفتم و هشتم  

 
انشا در مورد عینک کلاس هفتم و هشتم
 
انشا در مورد عینک کلاس هفتم | انشا با موضوع عینک

manbes.rozblog.com/post/487


انشا درباره عینک|انشاي عینک|انشا عینک پایه هفتم|انشا در مورد عینک کلاس هفتم .... همایش تحلیل كتب درسی فارسی مهارت های نوشتاری هفتم هشتم با سلام احترام به ...


انشايی در کتاب هفتم در مورد کلاغ

manbes.rozblog.com/post/142



۱ آذر ۱۳۹۵ ه‍.ش. - پایه هفتم انشاي در مورد خانه عینک کلاغ روش طبقه … - صفحه اول .... عباسی هستم و میخوام تمام تجربیاتم در مورد

ادامه مطلب  

من و باران  

وقتی که در هم میشود حال من و باران بوی تو را می گیرم از آویشن و باران این روزها حس میکنم حالی دگر دارم نمناک ، لای گریه با بوی زن و باران قد میکشد تنهایی ام در کوچه ای خلوت در خاطراتی گنگ و سایه روشن و ... باران بی سرزمین تر از خودم بودی ، که جایت را باید فقط  از ابرها پرسیدن و  باران تنهایی ام را جای بارانی به تن کردم با گریه در آغوش این پیراهن و باران شانه به شانه با خیالت راه میگیرم طول خیابان را ، ترانه خواندن و.. باران مانند یک گنجشک دور افت

ادامه مطلب  

انشا عینی یا خیالی  

About 519,000 results(0.50 seconds) 






Did you mean: انشا عيني یا تخیلی



Search Results


انشاي کوتاه ذهنی یا عيني | جستجو در وبلاگها | وبلاگ 24 - مرجع وبلاگ ...

weblog24.site/list/انشاي-کوتاه-ذهنی-یا-عيني.html









Translate this page
نتایج جستجوی عبارت انشاي کوتاه ذهنی یا عيني از بین کلیه اطلاعات و وبلاگهای ... یا عشق موجودی خیال انگیز است ساخته پرداخته اذهان ما حقیقتا ارتباطی با موجودیت ...


انشاي عيني یا ذهنی | جستجو در وبلاگها | وبلاگ 24 - مرجع وبلاگ فارسی

weblog24.site/list/انشاي-عيني-یا-ذهن

ادامه مطلب  

بزن باران  

بزن باران درین بستر که همراهِ تو می بارممیانِ عقل و احساسم زلالِ اشک می کارم
بزن باران به رگ برگِ صدای خیسِ احساسمبدونِ چتر می خواهم کنارت گام بردارم
برقصان با ترنّم اشک را در قابِ چشمانمکه دردی از غمِ دوری درونِ سینه ام دارم
نمی خواهد ببیند عقل ، پابندِ کسی هستمدلم زورش نمی چربد نشسته پشتِ افکارم
نمی دانم کجای کار می لنگد ... پریشانمبرای گفتگو با عقل خود تا صبح بیدارم
بیا باران بزن آهسته تر بر عشق ِبی جانمکه جای سنگ ، قلبم را کمی دلتنگ پندارم

ادامه مطلب  

بارون....  

باران بارید و باهم وسط کوچه چشمانمان را بستیم
باران بارید و همه را ساکت کردیم تا فقط صدای او باشد که گوشمان را نوازش میکند...
باران بارید و چترها رو بستیم
باران بارید و دویدن را شروع کردیم...
باران بارید و دوباره پریدیم تو چاله ها تا بیشتر قطرات باران را نفس بکشیم...
باران بارید و همه چیز را دور ریختیم و از ته دل بلند بلند خندیدیم...
باران بارید و قلب هایمان را دوباره برق  انداختیم...
باران بارید و معجزه ی خدا را تماشا کردیم....
باران بارید و به همه ی

ادامه مطلب  

پاییز, بی باران  

پاییز فصل خزان رنگارنگ؛  چه زیبا اهنگ جدایی می نوازد... 
روزگاری در فراق عشق شیرینم از پاییز فصل رنگین و سرد و بی مهری سخن گفتم و امروز بی تاب دردی ام که آهنگ نوازشش جانم را به مسلخ مرگ می کشاند... 
باران که روزگاری ماتم زده دردی جان سوز از جدایی دل و دلدار بود امروز غمگین و دل نگران کسی است که بی شک بودنش تنها دلیل زندگانی او است... 
باران دیگر از عشق انسانی نمی گوید چون دل بسته خدایی, است که خالق مخلوق است... 
باران دلتنگ است... 
 

ادامه مطلب  

باران اسیدی چیست؟  

اصطلاح باران اسیدی به هرگونه بارش باران، برف، تگرگ یا حتی مه که در آن مواد مضری مانند اکسیدهای نیتروژن و گوگرد وجود دارند، اطلاق می‌شود.این دو ماده در اتمسفر با اکسیژن و بخار آب واکنش شیمیایی انجام داده، به صورت نیتریک اسید و سولفوریک اسید در می‌آیند.

ادامه مطلب  

دیوانه محل ما !  

یک دیوانه در محله ما بود که وقتی باران می بارید ، سبدش را بر می داشت و می رفت در خیابان ها که باران جمع کند. اهالی محله او را به سخره می گرفتند و می گفتند : " دیوانه است دیگر " . حال آن که او ، حداقل سبدش خیس می شد و ما اما ، در حسرت قطره ای باران ، در پشت پنجره ها ...
 
نویسنده : الهه بهشتی

ادامه مطلب  

دیوانه محل ما !  

یک دیوانه در محله ما بود که وقتی باران می بارید ، سبدش را بر می داشت و می رفت در خیابان ها که باران جمع کند. اهالی محله او را به سخره می گرفتند و می گفتند : " دیوانه است دیگر " . حال آن که او ، حداقل سبدش خیس می شد و ما اما ، در حسرت قطره ای باران ، در پشت پنجره ها ...
 
نویسنده : الهه بهشتی

ادامه مطلب  

باران ببار .....  

غصه می سوزد مرا ، باران ببار
کوچه می خواند تو را ، باران ببار
ابرها را دانه دانه جمع کن
بر زمین دامن گشا ، باران ببار
خاک اینجا تشنه ی دلتنگی است
آسمان را کن رها ، باران ببار
باغبان از کوچه باغان رفته است
ابر را جاری نما ، باران ببار
موج میخواهد بیابان سکوت
با خوِد دریا بیا ، باران ببار
تا بیاید آن بهار سبز سبز
تازه تر باید هوا ، باران ببار
سینه ام آشوب و دل خونابه است
غصه می سوزد مرا ، باران ببار

ادامه مطلب  

 

دیشب محو گشتم میان قطره های باران و شعری سرودم برای هر قطره اش میان حس بودنهای من تردید را می بارید باران نمیدانم كه ابرها دیوانه بودند دیشب ؟ تو پنداری ابری عاشقم شد و هی بارید و بارید بوسه هایش را دلم بوی خاك باران خورده می داد ! كسی نجوای ابرها را نشنیده جز من چون حد بارش را با چتر اندازه نكردم حد بارش بر عشق را هیچكس نفهمید تمام شب باران بود و من وصبح كه دامنش را برچید ابر من طلوع تازه ای را هم ندیدم گویی باران مرا جادو كرده بود دیشب عجب بارا

ادامه مطلب  

آی باران  

          غم بی بارانی
خدایا شیر مهرت، بازتر  کن
بیاور ابر و آن را بارور کن
بباران، مهربان ،باران رحمت
لب خشک درخت تشه تر کن
 
 زلالی خوشگواری، آی باران
هزاران طعم داری، آی باران
بدم در خاک مرده زندگی را
پر ازنبض بهاری، آی باران
 
 
توباخود بوی گندمزار داری
هوای باغ وچشمه ساری داری
فدای خاک پایت آی باران 
پیام زندگی؟,سرشار داری
 
گذشت آبان  ومهمانی نیامد
صدای پای بارانی نیامد
پیام  نازنین قرص نانی
برای هیچ دهقانی نیامد
 
دعا کن،گریه کن، باران

ادامه مطلب  

 

آنروز که باران باریده بود و زمین خشک و سوخته بوی نم گرفت آنروز من خواب مانده بودم آنروز که تو رفته بودی بی چتر بی بارانی بی چمدان تومرا در خواب خیس و خسته جا گذاشتی تو رفته بودی  گریخته بودی و وقتی بیدار شدم جز من و باران هیچ کس در جهان نبود باران می بارد باران می بارد بی رمق اما یکریز گویی می بارد تا تمام شود گویی چیزی برای از دست دادن ندارد. به گمانم او را هم کسی در خواب جا گذاشته است.

ادامه مطلب  

 

یادت هست که روزی ماتم زمین تب دار بودیم....غصه خوردیم...دعا کردیم...شهر سیاه بود....مترسکها کنج لانه ها خزیده بودند...و من دیدم کلاغهایی را که به مترسکها خندیدند...اما امروز آسمان با شهرم آشتی کرد....خورشید خندید...کلاغها کوچ کردند...زمین تب دار نیست...شهر خوشحال شد...من و تو مست از ابرها ایستادیم و صدای شرشر ناودان را گوش دادیم...کوه هم میرقصید...تا زیر درخت بید رفتم...آب یعنی زندگی جاری بود...و شهر خندید...تو هم خندیدی و دلم آرام گرفت...چه ساده و معصوم اند م

ادامه مطلب  

باران رو دوست دارم ...  

باران رو دوست دارم ...صدایش ، هوایش ، عطرش ، نفس هایش ...باران را دوست دارم ، مثلِ خودم دیوانه است !کاری ندارد چه هستی و کی هستیوقتی بیاید ، هوایت را عوض می کنددیوانه ات می کند باران ...با باران می توانی زندگیت را از نو شروع کنی ،تمامِ حرفها و کنایه ها را دور بریزیو یک بارِ دیگر شروع کنی ...باران شاید ، شاید دلتنگِ کسی است که نیست !باران را دوست دارم چون مثلِ خودم است ...بی هوایت می کند ، دیوانه ات می کند ...سهراب اشتباه می گوید که زیرِ باران می توان عاش

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1